تازه های علم روانشناسی کودک
(کودکان فقط انعکاس تربیت والدین هستند)

بازدید : مرتبه
تاريخ : يکشنبه 16 / 6 / 1393

 با تشکر از مدیریت وبلاگ که وب روانشناسی کودک در رده وبلاگ های منتخب قرار داد

http://kidpsychology.ir/

 

موسسه

پرورش هوش و روانشناسی کودک

نواندیشان کوچک باهوش

افتتاح شد

اهواز-خ 19 کیان آباد شرقی-پلاک 22

06113371336

09106408493

 



موضوع :
ارسال توسط مامان روانشناس

پسر من از وقتی خواهرش به دنیا اومده از خونه فراری شده چیکار باید بکنم با این رفتارش؟

 


 


ادامه مطلب :

نکاتی بسیار بسیار مهم برای فرزند اولتون در ارتباط با آمدن فرزند دوم

 

1-اولا گفته شد که فرزند تک آسیبهای جدی دارد و تعداد فرزندان دو یا حداکر سه تا باشد اما به دلائل بسیار که هم برای فرزندان خیلی خیلی بهتر است و هم برای پدر و مادر نیز چنین است توصیه اینست که فاصله سنی فرزندان بین 20 تا 35 ماه باشه چون فاصله سنی بیشتر در بلند مدت هزینه و مسائل و مشکلات و اسیبهای بیشتری برای فرزندان و پدر و مادر خواهد داشت.

 

2-مادران توهمی دارند که اگر در حالی هستند که دارند به فرزندشون شیر میدهند احتمالا حامله نخواهند شد که به هیچ وجه درست نیست.

 

3-در هر حالتی فرزند اول ما با اومدن نوزاد جدید حتما اسیب شدیدی میبینه و حتما اومدن نوزاد جدید رو به عنوان تهدید و خطری برای کم شدن محبت و توجه نسبت به خودش تلقی میکنه  زیرا اولا وقتی مادر نوزاد رو شیر میده ارتباط ویژه ای با او خواهد داشت که فرزند اول از اون محروم است و دیگر اینکه بسیاری از گفتگوها به ناچار مربوط به نوزاد جدیدتون است  و پسر یا دختر شما که تا بحال مرکز و محور توجه در خانواده بوده و خودشو به عنوان تنها موجود منحصر بفرد در خونه میدیده  حالا به یکباره متوجه میشه که یک موجود حقیر و ناچیز دیگه اومده و حق و سهم  اونو در توجه و محبت همه و همه در اختیار گرفته... لذا احساس حسادت و رقابت شدیدی بصورت پنهان و آشکار با او پیدا میکنه .فقط وظیفه ما اینه که سعی کنیم این اسیب و به حداقل ممکن خودش  برسونیم و بتونیم بر روی زخم فرزند اول در این تغییر شرایط مرهمی بگذاریم.

 

4-وقتی درباره امدن خواهر یا برادر از فرزند اولتون سوال میکنید باید بدونید که نه باید اشتیاقشونو اونقدر جدی گرفت و نه عدم رضایتشونو....به هر حال از او پرسشهایی بکنید و حالات فرزند اولتونو قبل از اومدن فرزند دوم ارزیابی کنید

 

5-درباره اومدن فرزند دوم هرگز به فرزند اولتون قولی ندهید زیرا اگر نتونید اونو براورده کنید میتونه برای فرزندتون آسیب زننده باشه و به هر حال اگر بچه دوم در راه بود و فرزند اولتون مایل بود میتونید اینجا و اونجا دربارش حرفی بزنید ولی اگر او تمایل نداشت در اینباره کمترین حرف رو با او داشته باشید.یادتون باشه 9 ماه انتظار برای فرزند اولتون وقتی سن کمی داره شاید به اندازه 5 سال باشه زیرا زمان در کودکی خیلی خیلی اهسته میگذرد.

 

6-خودتونو نگران این موضوع نکنید که مانند فرزند اول به او علاقه خواهید داشت یا نه و یا عشق و محبت فرزند اول رو به دومی هم خواهید داد یا نه...  زیرا در واقعیت هیچکدام از این موضوع های اهمیتی اینچنین که هم اکنون در ذهن شما هست رو در واقعیت نخواهد داشت .

 

 7-فرزند اول ما بسیار علاقمند خواهد بود که فرزند دوم رو داشته باشه زیرا به او هم به عنوان همبازی و هم اسباب بازی نگاه میکنه و باید سخن ما به فرزند بزرگتر این باشه که او تو را دوست خواهد داشت و بعدا با تو بازی میکنه و در زندگی یار و یاور تو خواهد بود و نیز میتونید از برادر خواهر های دیگه براش مثال بزنید که چقدر با هم خوبند و خوشند.

 

8-در ماه های اخر زبونی به فرزند بزرگترتون میگید که او بسیار ضعیفه و نمیتونه حرف بزنه و من به کمک تو احتیاج دارم ولی یادتون باشه در عمل هرگز هرگز هرگز مسوولیت بچه کوچکتر رو به بزرگتر ندین و هرگز او این پیامو نگیره که اگر کاری رو انجام نده مسوول یا مقصر یا اشتباه کاره....به هر حال هرگز نباید بچه ها رو در هر سن و سالی که هستند  مسوول مواظبت و مراقبت از برادر یا  خواهرشون دانست .

 

9-توصیه اینست که حتی قبل از اینکه موضوع بچه دوم مطرح بشه او را به بیمارستان ببرید و بزارید نوزادان دیگه رو ببینه  و حتما در خریدن وسائل نوزاد جدید او را هم با خودتون همراه کنید و در هر خریدی حتما برای او هم خرید کنید و میتونید بهش بگین که برادر یا خواهر کوچیک تو به من گفته که اینو برای تو بخرم.

 

10-در روزهای آخر بارداری اجازه بدین به بدن شما دست بزنه حتما وقتی در بیمارستان هستین یکی دو تا از عکسهای خودتون با فرزند بزرگتونو با خودتون ببرید و کنار خودتون داشته باشید که او خاطرش آسوده بشه شما به یاد او هستین

 

11-بهتر است به فرزندتون نگید که برادر یا خواهر تو در شکم من لست چون بچه به دلیل تصورات و تخیلات عجیب و غریبی که داره تصور میکنه اون بچه خورده شده یا ممکنه به گونه ای دفع بشه لذا بهتر است گفته بشه در قسمتی از بدن من است و در اونجا کمی بزرگ میشه و بعد به این دنیا میاد....بهتر است عکسهای زمانی که او را حامله بودین به او نشان دهید و عکسهای اول تولدشو که در اغوش شما یا دیگران ببینه.

 

12-برخورد شما یا خویشاوندان در هفته یا ماه اول تاثیر بسیار مهمی در روابط فرزندتون با خانوادش داره و توصیه اینست که امدن فرزند را به خانه عنوان ملاقات دوست تازه ای که به دیدن فرزند بزرگتر شما اومده انجام بدهید و اول او را به اتاق فرزند بزرگترتون ببریدش و از فرزند بزرگترتون بخواید در حالیکه او متوجه نیست بهش توضیح بده که در اتاقش چه چیزهایی داره لذا فرزند بزرگترین حس میکنه من مهمترین عضو این خانواده هستم که او اول به دیدن من امده است.

 

13-سعی کنید از وسائل فرزند اولتون به هیچ عنوان برای فرزند دوم استفاده نکنید  و اگر وسیله ای است که او ازش خبری نداره ضرورتی نداره شما اشاره کنید که این وسیله قبلا برای تو بوده ...زیرا بچه ها به لباسها و وسائلشون احساس مالکیت ویژه ای دارند که اصلا توان شریک شدنشو با کس دیگه ای ندارند.

 

14-وقتی ملاقات کننده ای به منزل شما میاد از اونها بخواهید هدیه ای که میاوردند برای فرزند بزرگتر شما باشه وقبل از ورود اونها فرزند کوچکتر رو به اتاقی ببرید و به مهمانانتان این پیامو بدهید که در اول همچنان محبت و توجهشونو به فرزند اولتون بدهند ... بعد از چند دقیقه ای که نشستند از فرزند اولتون بخواید که مهمانها را برای دیدن فرزند دوم به اتاق خواب هدایت کنه و در ضمن این دیدار از مهمانها بخواهید که هیچ نظر و عقیده ای در ارتباط با شباهت یا هوش یا هر مقایسه دیگری بین فرزند کوچکتر با پدر و مادر یا دیگری نداشته باشند تا حسادتی رو برای فرزند اول موجب نشوند... زیرا میدانیم این گفتگو ها که برای ما بسیار بی اهمیت و بی اساس است برای فرزندان ما میتونه عامل بسیار مهمی در تعیین احساس و نظرشون درباره خودشون باشه..به هر حال اگه هدیه ای برای فرزند کوچکتون اوردند از فرزند اولتون بخواید که هدیه رو باز کنه و اگه دلش خواست به اتاق نوزاد یا خودش ببره.

 

15-خریدن کتاب  درباره برادر و خواهر و خوندن اون  برای فرزند اولتون از قبل از به دنیا اومدن مخصوصا اگر جنس فرزند  دومتون و میدونید  بسیار موثر است.

 

16-بعد از اومدن بچه دوم فرزند اول شما که برای مدتی زیادی است که از شیشه شیر نمیخورده یا دایپر نداشته حالا میخواد که از شیشه شیر بخوره و یا میگه به پای منم دایپر ببندین چون میخواد این پیامو بده که من هم کوچک هستم پس به من هم مثل او توجه کنید.

 

17-به هر حال یادمون باشه که هرگز هرگز هرگز به فرزند بزرگتر این پیامو ندین که تو بزرگ شدی و یا تو خواهر و برادر بزرگتر هستی  و چنین و چنان....چون یادمون باشه یکی از اشتیاقات بچه ها بین 3 تا 6 سالگی این است که هر چه زودتر بزرگ شوند و خودشونو از این کوچکی و حقارت نجات بدن ولی وقتی ببینن که بزرگ شدن و خواهر و برادر بزرگتر بودن یعنی پدر و مادر رو نداشتن و از توجه اونها محروم شدن و این بزرگی برای اونها مسوولیت و دردسر داره ..احتمالا نه هم اکنون احساس خوبی پیدا میکنه و نه بعدا حالی رو که موجب میل به کمال و رشد میشه رو به درستی پیدا میکنند....لذا هرگز هرگز هرگز در هیچ سنی از بچه ها نخواهید که به دلیل کوچکی یا بزرگی کاری برای اونها بکنید و یا نکنید بلکه مهم اینست که اگر کاری درست است باید انجام شود و اگر کاری درست نیست انجام نشود و باید خطی بر این ماجرای بزرگ و کوچک بودن که سابقه در فرهنگ و تاریخ جوامع وابسته داشته و اصولا از نوعی سلسله مراتبی و قدرت در خانواده خبر میده کشیده شود و حتما حتما حتما باید از این موضوع پرهیز کرد..به هر حال زمانیکه میگه من هم میخوام شیر بخورم باید به او توضیح بدین که چه تفاوتی پیدا شده و دیگه امکانش نیست و به نوعی درخواست اونو به گونه دیگری جبران کنیم.

 

18-معمولا 2 تا 4 ماه رفتار درست پدر و مادر باعث میشود بچه ها این تازه وارد رو بپذیرند و به هر حال بچه ها مایلند در وقت شیر دادن یا عوض کردن لباس کودک اون اطراف باشند و بویژه اگر جنس او مختلف است کنجکاوی بیشتری دارند و حتما این اجازه رو باید به اونها داد.

 

19-به هر حال فرزند اول ما حتما تغییر میکنه و گرچه برخی اوقات وانمود میکنه که بچه کوچیکو دوست داره اما هر زمان که اسیبی از ناحیه شما ببینه فرزند کوچیک و علت و سبب گرفتاری خودش میدونه و سعی میکنه به کوچیکه آسیب و آزاری برسونه  و میدانیم تخیلات بچه ها در این زمینه بسیار مخرب و ویرانگر است  و هیچ کودکی نیست که در کودکی فکر  بدی در ارتباط با خواهر و برادر خودش نکرده باشه حالا از کشتن اونها گرفته تا چیزهای دیگه...

 

20-به هر حال بچه ها بعد از اومدن نوزاد توقعات بیشتری و حالات غیر عادی بیشتری پیدا میکنند و باید اونها رو فهمید و پذیرفت.

 



موضوع : پرسش و پاسخ
ارسال توسط مامان روانشناس

آرشیو مطالب
امکانات جانبی
POWERED BY
NiniWeblog.com